خانه تئاتر

تئاتر

بازیگران بی­گناه‌اند/نگاهی به نمایش «فردریک»/علیرضا نراقی

0
نمایش «فردریک» اثری در ستایش تئاتر است. در هزارتوی پشت صحنه یک تئاتر، روابط، رقابت­‌ها، عشق، صمیمیتِ گریزناپذیر یک گروه نمایشی، سیاست و بازشناسی و تعریف دوباره‌ای از بازیگری عیان می‌شود. همین تعریف دوباره کار بازیگر، شناختی تازه و حقیقتی تراژیک را برای فردریک قهرمان نمایش به ارمغان می‌آورد، تا عشق را بشناسد و کارکرد اجتماعی شغل خود را بازیابی کند.

اینگمار برگمان، خدا و تئاتر/سامی صالحی ثابت

0
نمایش «اعتراف؛یک برگمان خوانی» در واقع یک تک گویی است. یک اعتراف بزرگ یک اعتراض بزرگ! دو شخصیت بیشتر روی صحنه نیستند. زن و عموی کشیشش. اما تمام نمایش یک صدا بیشتر ندارد صدای اعتراض زن! حضور کشیش اعظم تنها بهانه ای ست برای بهتر شنیده شدن این صدای بیداری!

تداومِ فرهنگی در زنانگیِ روایت/نگاهی به نمایش «ورا نام تهمینه سهراب کرد»

0
از جهاتی این نمایش یادآور مهمترین نمایش­نامه­‌نویس تاریخ تئاتر ایران بهرام بیضایی است که از معدود کسانی بوده که در رجوع به شاهنامه دست به نوآوری‌­های فراوانی زده است. از این رو می­‌توان جایگاه «ورا نام تهمینه سهراب کرد» را در ادامه بازخوانی‌­ها و بازنگری‌­های بیضایی در اسطوره­‌های شاهنامه مورد توجه قرار داد، و این امر مهم و با ارزشی است. نفس روند یافتن یک حرکت یا رویکرد در تئاتر، خاصه در مواجهه به ادبیات کهن ایران و باز به طور ویژه شاهنامه، امری است که علاوه بر ارزش ذاتی به تئاتر ایران طراوت می‌بخشد و قرار گرفتن یک متن و اجرا در جریان این رویکرد در ادامه آثار بزرگ بیضایی، نشانه‌ای از زنده بودن یک روند و حرکت متداوم فرهنگی است که هر چند متکی بر تلاش‌های فردی انجام شده، اما خود شمعی نویدبخش در ظلمات جریان یافتن امور فرهنگی در زمانه ماست.

منتقدان تئاتر همیشه دلتنگ تئاتر می‌مانند

0
گرچه «الکسیس سولوسکی» کار نقدنویسی را با کاری دیگر و بهتر به لحاظ مزایا ترک کرده اما متاسفانه بسیاری از منتقدان تئاتر کشور ما کار خود را ترک کرده و می‌کنند چون ظرف تئاتر و هر آنچه وابسته به تئاتر است کوچک و کوچکتر شده است. شک ندارم خیلی منتقدان سابق و قدیمی تئاتر کشور ما هم دلتنگ دنیای نقد و فضای پرهیجان تئاتر هستند.

اندوهِ زیبا/نگاهی به نمایش عروسکی «مامان»

0
انسان اسیر وجدان خود است.  دلبستگی و وابستگی، هر لحظه از گسست یا بی اعتنایی را، تبدیل به عذاب وجدان می‌کند و عذاب وجدان، اندوه را در جان به جریان می­‌اندازد. اندوهِ فراغ دشوار است، اما گویی انسان را سبک و منزه می‌کند، غم لذتی در خود دارد؛ گویی که آدمی را پاک می‌کند. اوج وابستگی تن و جان در روند رشد انسان و نهایت جراحت مهلک جدایی، در رابطه با مهر مادری است که خود را نشان می‌‌دهد. مادران همان رُمی هستند، که همه راه­‌های کاویدن روان و بازگشایی قفل­‌های ذهن، به آنجا ختم می­‌شود. نمایش عروسکی «مامان» نوشته و کار الهام سلج­محمودی که مدتی است در تالار سایه تئاتر شهر به صحنه می­رود، قصیده لطیف و دل­انگیزی است که به عمق این غم در مخاطبش راه باز می­کند.

هنگامه قاضیانی با تله تئاتر «هویت» در تلویزیون

0
تئاتر تلویزیونی "هویت"به کارگردانی علی سرابی و بازی هنگامه قاضیانی پنجشنبه 5 مرداد ماه از شبکه چهار سیما پخش می‌شود.

مأوایی میان وهم و واقعیت/درباره نمایشنامه “اگر بمیری…” نوشته فلوریان زلر

0
سرویس تئاتر درامانقد: توصیف نمایشنامه "اگر بمیری..." و شکل و ساختار آن بسیار شبیه آن چیزی است که از زبان  دانیل یکی از شخصیت‌های این اثر که کارگردان تئاتر است بیان می‌شود. او در...

به درامانقد خوش آمدید!

1
سلام!به دراما نقد خوش آمدید.

این تکه پارچه‌ی بی‌جان/ نگاهی به نمایش «یادگار» نوشته و کار مهرداد کوروش‌نیا/علیرضا نراقی

0
نمایش «یادگار» به نویسندگی و کارگردانی مهرداد کوروش‌نیا که مدتی است در سالن چهارسوی تئاترشهر به صحنه رفته است، بر آمده از جان بخشی به چیزهاست. حاصل تلاشی برای روح دادن به آنچه کالبد و وجودش از جان تهی است. کار سختی است. محال را ممکن کردن است و امکانی محال را عینیت بخشیدن.

برنامه های دومین سالگرد عمارت روبرو اعلام شد

0
عمارت روبرو در دومین سالگرد تاسیس خود با انتشار فراخوان های متنوع در چند حوزه از عموم علاقه مندان دعوت به همکاری کرده است.