درامانقد-سینما: قرار بر این شد تا یک لیست  پیشنهادی از فیلمها برای روزهای تعطیل عید تدارک ببینیم. ایام سرخوش عید و تعطیلات است پس ژانر کمدی رمانتیک را انتخاب کردیم. اما چند ملاحظه باعث شد تا انتخابها محدود شوند، اول اینکه تصمیم گرفتیم سراغ کله گنده های ژانر کمدی رمانتیک مثل «آپارتمان»، «بعضی ها داغش رو دوست دارند»، «عشق در واقع»، «آنی هال»، «وقتی هری سالی را ملاقات کرد»، «عروسی بهترین دوستم»، «چهار عروسی و یک مراسم تدفین» و بسیاری از خیلی معروفها نرویم، چرا که نیت تهیه این لیست یک پیشنهاد سینمایی برای فیلمبین ها بود و معرفی یک سری فیلم خیلی معروف به آنها امری بی فایده بود. پس سراغ مهجورتر ها و کمتر معروف ها رفتیم، البته باز باید رعایت می کردیم که روی اینترنت نسخه قابل دانلود فیلم و البته زیرنویس فیلم هم موجود باشد، در عین حال سعی کردیم تا همه فیلمها انگلیسی زبان نبوده و از سینمای نقاط مختلفی از جهان فیلم در این لیست داشته باشیم

در نهایت به این لیست ده فیلمه رسیدیم، لیستی از فیلمهایی که خودمان هم بسیار دوستشان داریم، فیلمهایی که میشود با آنها خندید  و به دوست داشتن فکر کرد.

 

High fidelity

(2000)

فیلم اول لیست ما خودش هم درباره یک فهرست است، فهرستی از بزرگترین رابطه های تمام شده راب (جان کیوزاک) صاحب یک فروشگاه صفحه موسیقی در آستانه ورشکستگی. اوضاع با ترک شدن توسط دوست دخترش وخیم تر هم می شود و راب از هم گسیخته ما را در لیست 5 «به هم زدن» مهم زندگی اش با روایتی سرخوش و خل و چل شریک میکن. راب گاه به صورت گفتار روی فیلم و گاهی رو به دوربین راوی این ماجراهاست و با صداقت وافری تاریخچه شوربختیهای رمانتیکش را با ما در میان میگذارد.

جان کیوزاک که ابتدای دهه نود میلادی را با یک کمدی رمانتیک موفق (یه چیزی بگو 1989) آغاز کرده بود انتهای دهه را هم با یک کمدی رمانتیک دیگر به پایان میرساند، استفن فیرس کارگردان انگلیسی فیلم در ادامه کارنامه اش فیلمهایی مثل (چیزهای خوشگل کثیف 2002) ، (ملکه2006) و (فیلومنا2013) را ساخت.

 

Pillow talk

(1959)

پرداختن به ژانر کمدی رمانتیک بدون سر زدن به کلاسیک های سینما ممکن نیست. «حرفهای قبل از خواب» که اسکار فیلمنامه سال 1959 را هم برنده شده داستان یک خانم طراح دکور مجرد به نام جنت (دوریس دی) و یک آهنگساز زنباره به نام براد(راک هادسون) است که در همسایگی هم زندگی و از خط تلفنی اشتراکی استفاده می کنند، این دو یکدیگر را از نزدیک ندیده اند با این وجود سر اینکه براد برای دلبری از دخترها مدام خط تلفن را اشغال میکند و جنت مدام از اشغال بودن خط شکایت می کند از یکدیگر متنفرند. در مهمانی دوست براد (که از قضا کارفرمای جنت هم هست) براد جنت را میشناسد و به او دل میبازد ولی چون میداند جنت از او متنفر است خودش را یک توریست ساده از جنوب آمریکا معرفی میکند.

فرصت تماشای جادوی سینمای کلاسیک با رنگهای تند و اغراق شده و بازی راک هادسن فوق جذاب در بهترین سالهای فعالیتش را از دست ندهید.

 

Love me if you dare

(2003)

وقتی یک پای ژانر رومنس باشد دیر یا زود گذر هر لیستی به فرانسه می افتد. «اگر جرات داری عاشقم شو» غیر از اینکه از ماریون کوتیارد یک ستاره ساخت به عاشقانه کالتی بین فیلم بین های جوان فرانسوی تبدیل شد. داستان دو دوست از دوران کودکی ژولیان (گیلامه کانت) و سوفی (ماریون کوتیارد) که از دوران کودکی سر پس انداز پول تو جیبیشان بازی «جرات» می کنند، بازی ای که هر یک از طرفین بازی برای دیگری چالش سختی را در نظر گرفته و طرف مقابل چاره ای جز انجام چالش یا قبول شکست ندارد.

با بزرگ شدن ژولیان و سوفی چالش ها هم دیوانه وار تر، پیچیده تر و خطرناک تر می شوند و البته، کم کم سر و کله عشق هم پیدا می شود

 

Stranger than fiction

(2006)

 

عیش مدام؛ فیلمی که می شود چندین بار تماشا کرد و هربار حسابی خندید، احساساتی شد و در مقابل بداعت دیوانه وار نویسنده و کارگردانش شگفت زده شد.

«عجیب تر از داستان» با تیم درجه یک بازیگرانش داستین هافمن، مگی گیلنهال، اما تامپسون، کویین لطیفه و البته ویل فرل قلب تماشاگر را هدف میگیرد.

هارولد کریک (ویل فرل) حسابرس اداره مالیات زندگی روزمره و تکراری ای دارد که اتفاقا از آن راضی هم هست تا اینکه روزی هنگام مسواک زدن صدای راوی قصه زندگی اش (گفتار راوی که روی فیلم شنیده می شود) را می شنود و از آن پس هر کاری که در زندگی می کند توسط یک راوی که هم مخاطب و هم او صدایش را می شنوند روایت می شود، در این میان او مسئول حساب رسی قنادی آنا می شود. زنی که بر خلاف هارولد زندگی اش لبریز از رنگ و طعم و لذت است.

مارک فارستر کارگردان فیلم همان است که «بادبادک باز» و «ضیافت هیولاها» را هم ساخته است.

 

 

 

Zindagi Na Milegi Dobara

(2011)

 

هندی ها اساسا غیر از عشق راجع به موضوع دیگری فیلم نمی سازند. حالا گاهی اکشن و زد و خورد چاشنی ماجرا می شود، گاهی اشک و آه و گاهی هم کمدی پس نمی شود که در لیستمان یک فیلم هندی نداشته باشیم.

فیلمd که ظاهرا ترجمه عنوانش میشود «ما دو بار زندگی نمی کنیم» ماجرای سه دوست دوران کودکی آرجون(هریتیک روشن) ، کبیر(آبهای دیول) و امران(فرهان اختر) است که قبل از ازدواج امران تصمیم می گیرند به سفری مجردی به اسپانیا بروند.

فیلمی جاده ای با تصاویر خوشرنگ از لوکیشن های خیال انگیزش با حاشیه صوتی ای شنیدنی از موسیقی هند و اسپانیا و شخصیتهای دیوانه ای که با پریدن با چتر از هواپیما و شرکت در مسابقات خطرناک گاوبازی هم به خودشان و هم به ما یادآوری می کنند که تنها یک بار زندگی می کنیم.

 

Sleepless in Seattle

(1993)

 

این یکی شاید معروف ترین فیلم لیست ما باشد. زمانی که تخصص تام هنکس بازی در کمدی رمانتیکها بود و درست بعد از این فیلم با بازی در «فیلادلفیا»، «فارست گامپ»، «آپولو13» و «نجات سرجوخه رایان» جهش بزرگ کارنامه بازیگری اش را تجربه کرد.

سام بالدوین(تام هنکس) همسرش را به تازگی از دست داده و برای فرار از خاطرات غم انگیزش به همراه پسرش جونا که هشت سال دارد به سیاتل مهاجرت کرده اما نه غم از دست دادن همسرش التیام میابد و نه می تواند شبها بخوابد. تا اینکه پسرش جونا که مترصد فرصتی است تا او را متقاعد به ازدواج دوباره کند با برنامه ای رادیویی تماس گرفته و او را مجبور می کند تا از خاطرات عاشقانه و زندگی با مادرش در برنامه ای زنده صحبت کند.

حالا هزاران زن از سرتاسر آمریکا عاشق او هستند و یکی از آنها آنی(مگ رایان) است که در دورترین فاصله ممکن از سیاتل در بالتیمور زندگی می کند.

زوج بازیگری رایان/هنکس در یک کمدی رمانتیک خوب دیگر هم «نامه داری» 1998 کنار هم بازی کرده اند.

 

Caramel

(2007)

 

کمدی عاشقانه ای از دیاری که فکرش را هم نمیکنید، لبنان. ماجرای پنج زن نسرین، جماله، رز،لیاله و ریما که از طبقات اجتماعی و ادیان مختلف با یکدیگر دوست هستند و در آستانه سی سالگی هرکدام داستان عاشقانه خود را پی میگیرند.

نادین لبکی بازیگر و کارگردان لبنانی این فیلم را در 33 سالگی ساخته و در اکثر نقشها از نابازیگران استفاده کرده تا به گفته خودش نسخه ای شبیه تر به زندگی در بازی بازیگرانش دیده شود. «کارامل» نسخه گرم و دلپذیری از بیروت و آدمهایش نشانمان می دهد و از هر نشانه سیاسی و جنگی ای خالی است. فیلم غیر از نمایش موفق داخلی و جهانی اش موفق به نامزدی دوربین طلایی کن و برنده جوایز فستیوال سن سباستین و اسلو هم شد.

 

 

Green card

(1990)

 

عاشقانه پیتر ویر کارگردان استرالیایی فیلم درباره ژرژ آهنگسازی فرانسوی ساکن آمریکاست که ویزایش در حال انقضاست و غیر قابل تمدید، برونته هم گیاه شناسی آمریکایی است که آپارتمان رویاهایش را با پاسیویی شامل گیاهان خاص مربوط به تحقیقاتش پیدا کرده اما فقط در صورت متاهل بودن می تواند قرارداد اجاره این آپارتمان را ببندد، این دو توسط دوست مشترکی به هم معرفی می شوند تا با ازدواجی صوری گره از مشکلاتشان باز کنند با تصور اینکه تا روز طلاق دیگر همدیگر را نخواهند دید.

اما اداره مهاجرت به آنها اطلاع میدهد که طی شش ماه بازرسی های سرزده ای از محل زندگی آنها خواهد داشت و در پایان شش ماه هم آز آنها امتحانی مبنی بر شناخت متقابل گرفته خواهد شد. حالا این دو مجبورند تا شش ماه آینده را زیر یک سقف زندگی کنند.

عاشقانه ای آرام پر از لحظات ناب از کشف ناگهانی دوست داشتن و از معدود دفعاتی که می شود ژرار دوپاردیو را دوست داشت.

 

 

Punch-drunk love

(2002)

 

در نگاه اول اینکه پل توماس اندرسن کارگردان «خون به پا خواهد شد»2007 و «خباثت ذاتی»2014 فیلم کمدی رمانتیک بسازد شبیه است به این که سرجیو لئونه فیلم موزیکالی ساخته باشد و یا حتی بدتر، اما نتیجه به شکل حیرت انگیزی تبدیل به فیلمی صمیمی و دلگرم کننده شده است.

بری ایگان(آدام سندلر) از زندگی اش متنفر است، تنها پسر از خانواده ای پرجمعیت که هفت خواهر دارد که هیچکدام رفتار خوبی با او ندارند. بری منزوی است و مشکل کنترل خشم و بروز آنی رفتار خشن دارد. در نتیجه ترجیح میدهد تنها زندگی کند. تا اینکه لنا دوست یکی از خواهرانش وارد زندگی او م یشود.

در جلسه مطبوعاتی نمایش فیلم «مگنولیا» در سال 1999 خبرنگاری انگلیسی از اندرسن می پرسد آیا بازیگرانی هستند که او مشتاق باشد با آنها کار کند؟

اندرسن در جواب میگوید: بله آدام سندلر و دنیل دی لوئیس، خبرنگار در آن لحظه پاسخ اندرسن را یک شوخی تلقی میکند اما اندرسن دقیقا دو فیلم بعدی اش را به ترتیب با بازیگری آدام سندلر «عشق مست لایعقل» 2002 و دنیل دی لوئیس «خون به پا خواهد شد»2007 میسازد و از هر دو بازیگر نفش آفرینی به یاد ماندنی ای ثبت می کند.

 

Broken flowers

(2005)

 

کمدی رمانتیکها گاهی هم عمیقتر نفوذ می کنند. «گل های شکسته» یکی از آنهاست. فیلمی که گاه به شدت خنده دار و گاه محزون، روایت سفری ادیسه وار در طول دوران عاشقانه یک مرد میانسال است. دان جانستن(بیل مورای) نامه ای ناشناس دریافت میکند که نویسنده آن مدعی است سالها پیش با او در رابطه بوده و از او پسری به دنیا آورده که حالا دارد دنبال پدرش میگردد، دوست و همسایه دان که یک کارآگاه خصوصی است او را مجاب میکند تا راهی سفری جاده ای به سرتاسر آمریکا برای پیدا کردن تک تک زنان سابق زندگی اش شود.

بیل مورای در مصاحبه ای گفته بعد از تماشای فیلم به این نتیجه رسیده که بازنشسته شود چرا که بدون شک هیچگاه بهتر از این بازی نخواهد کرد.