درامانقد-سینما:  استانداردهای چندگانه و نامفهوم در حالی که وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران را دچار تضاد، تناقض و بحرانهای هراس آور کرده است، حالا در حوزه فرهنگ با شدت و حدت بیشتری در جریان است. دلیلش هم روشن  است، وقتی منفعت گرایی با معیارهای سیال و بی اصول، وابسته به جایگاه افراد و گروهِ در قدرت، جای اصولگرایی را می گیرد و منفعت گرایی با محافظه کاری مفرط و اکتفا به حرفهای بی اثر و گذری جانشین اصلاح طلبی می شود و همه چیز هم قرار است در این تضاد جناحی معنا شود و برده آن باشد جایی برای نگرش و مرام نیست. به عکس آنچه می ماند بی مرامی و فقدان پرنسیپ است. رسانه های سیاسی یک جریان خاص و تنگ نظر که گاه در پوشش فرهنگی منتشر می شوند پس از مسموم کردن فضای سیاسی و عصبیت زایی اجتماعی، لحظه ای از سم پاشی و آسیب زدن به سینمای جریان ساز، پویا و هنری دست بر نمی دارند و هر گونه تلاشی را در میان درگیری های حقیرانه جناحی قربانی می کنند. گویی که سینمای ایده آل آنها «خالتور» و یا همان فیلمفارسی است.

بهانه جدید فیلم «هجوم» است و قربانی تازه ی مقالات هذیانی و هراسناک سیاسیون قدرت پیشه با صحنه داری و صحنه سازی صدا و سینما و روزنامه این ارگان «جام جم»، شهرام مکری و  گروه سینمایی «هنر و تجربه» است. گروهی که سبب پیشنهادات تازه به سینمای ایران و امیدبخشیدن به سینما و سینماگران هنری است تا دیده شوند، اثر بگذارند و تولید را در سینمای ایران تنوع بخشند. این تلاش برای زدن هر چیز متفاوتی از ریشه نوعی واکنش روانی غریب است که جای تحلیل و ریشه یابی خاصه در حوزه روان شناسی اجتماعی دارد، اما جای امیدواری است که اذهان جامعه فرهنگی کشور به درستی هیچ گاه به این از ریشه زدن عادت نمی کند. این نوع خشونت نوشتاری گویی وظیفه ای جز حذف و یا در ملایم ترین حالت فشار نابرابر ندارد.

حالا گروه «هنر و تجربه» به واسطه جایزه ای که فیلم شهرام مکری یکی از معدود باسوادهای سینمای ایران گرفته است زیر تازیانه روزنامه های جریان ثابت قدرت قرار گرفته اند و با اتهاماتی سنگین، با بار حقوقی عظیم روبرو شده اند. گویا صدا و سیما و جریانات سیاسی- رسانه ای ثابت در قدرت، از هر تلاش ناجوانمردانه برای کوبیدن و منکوب کردن جناح مقابل دست بردار نیستند و در این راه قربانی کردن جریان هنری و تجربه گرای سینمای ایران برایشان اهمیتی ندارد و هزینه ای محسوب نمی شود. آنها از خیل عظیم فیلمسازان هنری ساز، باسواد، نخبه و متفکر ایرانی در چاه افسردگی و ناامیدی گویی خوشنود می شوند. انسانها اینجا در اقلیت صرف و بی اهمیتی مطلق به سر می برند.

گروه «هنر و تجربه» در کمترین تأثیر سبب امیدوار شدن بخش عظیمی از فارغ التحصیلان رشته های هنری به خصوص سینما و علاقه مندان جدی و فیلم بین سینما شده است. بسیاری از فیلمسازان با سواد و اثر گذار را فعال کرده است و به سینمای ایران پیشنهاداتی عرضه کرده است تا فیلم کم هزینه ولی قابل توجه تولید کنند. البته این به معنای نادیده گرفتن ضعفهای این گروه نیست اما با این حال ضعفهای گروه «هنر و تجربه» مؤید نابودی آن نیست و همچنین نافی بی اخلاقی سیاسیون با صحنه داری و صحنه سازی «صدا و سیما» نمی تواند باشد.

روزنامه جام جم، نشریه ارگان صداوسیما، تیتر یک روز گذشته 6 اسفندماه خود را به انتقاد از حضور «هجوم» در برلیناله اختصاص داد. همزمان شورای سیاستگذاری «هنر وتجربه» درباره این فیلم و جایزه تدی توضیحاتی داده است.

روزنامه «جام جم» در گزارشی تزئینی که اغلب ربطی به خبرنگاران روزنامه های این چنینی ندارد و جای دیگری و با سفارشات ناپیدایی تولید می شود، نوشته است: «حواشی این فیلم وقتی شروع شد که از سوی جشنواره برلین اعلام شد که فیلم شهرام مکری نامزد دریافت جایزه از بخش غیر اخلاقی شده است. این اتفاق عجیبی بود. قطعا وقتی فیلمی نامزد چنین بخشی شده است، باید در آن نگاه مثبتی به این پدیده زشت وجود داشته باشد. از آن بدتر اینکه چطور امکان داشت فیلمی در جمهوری اسلامی ایران با حمایت سازمان سینمایی تولید شود که به این موضوع پرداخته باشد؟ چطور می‌شود سازمان سینمایی فیلمی اینچنین را راهی جشنواره برلین کرده باشد؟ فیلم ، محصول کانون ایران نوین است؛ کانونی که ارتباط‌هایی با رییس گروه هنر و تجربه دارد و شهرام مکری کارگردان فیلم هم از اعضای شورای سیاستگذاری هنر و تجربه است.»

در ادامه این گزارش آمده است: «انتشار خبر حضور فیلم سینمایی «هجوم» ساخته شهرام مکری در میان نامزدهای جایزه «تدی» جشنواره فیلم برلین عجیب و بی سابقه بود. جایزه تدی جایزه‌ای است که در حاشیه جشنواره بین‌المللی فیلم برلین و هیاتی مستقل به فیلم‌هایی که مضمونی همجنس‌گرایانه دارند اهدا می‌شود. منظور از هیات مستقل این است که اعضای آن توسط کمیته جشنواره برلین انتخاب نمی‌شوند. این هیات داوری از سازمان‌دهندگان جشنواره‌های فیلم مرتبط با همجنس‌گرایانه تشکیل شده است. از میان فیلم‌هایی که در جشنواره برلین حاضر می‌شوند، آنهایی که چنین مضامینی دارند در قالب جایزه تدی با هم به رقابت می‌پردازند.»

به جز جام جم، روزنامه های مشابه دیگری ( هم به لحاظ رویکرد هم نوع اداره شدن و انتشار مطلب) همچون جوان هم در یادداشتی به شدت از این فیلم و گروه «هنر و تجربه» انتقاد کردند. اما گروه «هنر و تجربه» و امیرحسین علم الهدی مدیر آن ساکت ننشستند و در جوابیه ای به اتهامات این جریان پاسخ دادند.

در جوابیه گروه هنر و تجربه آمده است: جشنواره برلین بخشی با عنوان «تدی» ندارد که کسی متقاضی شرکت در آن بخش باشد یا فیلمی برای نمایش در چنین بخشی انتخاب شود. برلین نُه بخش رسمی دارد اما مثل بسیاری از جشنواره‌های دنیا، نهادهای گوناگونی در حاشیه جشنواره برلین با هیأت‌های داوری مستقل، فیلم‌های برگزیده خود را از میان مجموع فیلم‌های بخش‌های مختلف انتخاب و معرفی می‌کنند. تدی هم یکی از هجده نهادی است که در حاشیه جشنواره برلین جایزه می‌دهند.
جایزه تدی طبق نوشته سایت جشنواره و اعلام اعطاکنندگان این جایزه چنین نگاه و هدفی دارد:
The TEDDY AWARD – the most outstanding queer film prize in the world – is a socially engaged, political honour presented to films and people who communicate queer themes on a broad social platform, thereby contributing to tolerance, acceptance, solidarity and equality in society
یعنی این جایزه به فیلم‌هایی داده می‌شود که حاوی مفاهیمی همچون مدارا، پذیرش، همبستگی و برابری در جامعه باشند. سوءتفاهم – یا سوءاستفاده – از کلمهqueer به وجود آمده است. ببینید یک دیکشنری معتبر، برای این کلمه چه مترادف‌هایی گذاشته است:
strange; odd: “she had a queer feeling that they were being watched”
synonyms: odd, strange, unusual, funny, peculiar, curious, bizarre, weird, outlandish, eccentric, unconventional, unorthodox, uncanny, unexpected, unfamiliar, abnormal, anomalous, atypical, untypical, different, out of the ordinary, out of the way, extraordinary, remarkable, puzzling, mystifying, mysterious, perplexing, baffling, unaccountable, incongruous, uncommon, irregular, outré, offbeat, singular, deviant, aberrant, freak, freakish; More

همه این مترادف‌ها دلالت بر «عجیب و غریب و نامتعارف بودن» دارد اما خیلی‌ها که با مقوله زبان آشنایی یا سروکار دارند می‌دانند که زبان انگلیسی زبانی زنده و زایا است که مدام از دل آن، مفاهیم و کلمات و تعبیرهای تازه‌ای – حتی با رویکرد طنزآمیز و کنایی – به وجود می‌آید. (اتفاقی که در زبان فارسی هم می‌افتد.). Queer هم یکی از آن کلمات است که در برخی از مکالمات و متن‌ها به معنای همجنس‌خواهی از آن استفاده شده اما در بیانیه جایزه تدی اشاره‌ای به این کاربرد استفاده از چنین کلمه‌ای نشده است. البته که در مواردی جایزه تدی به آن جور فیلم‌ها هم داده شده است؛ همچنان که نخل طلای کن، هم به «طعم گیلاس» و فیلم دردمندانه و ضد تبعیض نژادی «دیپان» داده شده و هم به فیلم «آبی گرم‌ترین رنگ است».
– queer film حتی به معنای کنایی و مورد مناقشه اخیر، در متن‌های سینمایی به فیلم‌هایی اطلاق می‌شود که حاوی داستان‌هایی درباره دوستی‌های مردانه (و گاهی زنانه) است. با این تعبیر، مثلاً فیلم هندی «شعله»، بسیاری از فیلم‌های ایرانی (از جمله فیلم‌هایی که آرتیسته و وردسته دارند یا حتی برخی از فیلم‌های دفاع مقدس که اصولاً فیلم‌هایی مردانه‌اند و دوستی‌های مردانه را به تصویر می‌کشند) یا بسیاری از فیلم‌های وسترن که روایت دوستی‌های مردانه‌اند (و چرا راه دور برویم؟ فیلم‌های مسعود کیمیایی) با این تعبیر queer film هستند.

اما بعد از این توضیحات درباب سؤتفاهم در درک معنای این جایزه و اهداف آن در این جوابیه امده است:« از همه این‌ها گذشته، اصلاً در نهایت بدبینی چنین تصور کنیم که چند نفر، یا یک منتقد خارجی، از یک فیلم ایرانی تعبیری کرده که ما دوست نداریم. آیا باید با تعبیر کسی فیلمی یا نهادی را محکوم کرد؟ بیش از سی سال است که فیلم‌های ایرانی به خارج از کشور می‌روند، جایزه‌های مختلف می‌گیرند و منتقدان خارجی درباره‌شان نقد می‌نویسند و در مواردی از آن‌ها تعبیرهای عجیب و غریب می‌کنند؛ تعبیرهایی که هموطنان نگران، از همین زاویه «کوییری!» (به معنای عجیب و غریبش البته) با آن مفاهیم مشکل دارند. آیا باید فیلمساز یا نهادی را بابت تعبیر آدمی در یک جای دیگر دنیا گوشه رینگ انداخت؟ با این استدلال می‌شود از فیلم‌های ارزشی هم تعبیرهای عجیب و غریب کرد. همچنان که زمانی منتقدی خارجی در تفسیرش از یک فیلم ایرانی که خواهر و برادر خردسال به دلیل فقر یک جفت کفش‌شان را به نوبت به پا می‌کنند تعبیر به رابطه‌ای نامتعارف میان آن‌ها کرده بود. یا اصلاً می‌شود کلی از این تعبیرها از ذهن‌های بیمار و مسأله‌دار استخراج کرد.  سینمای ایران پیش از این حداقل دو بار جایزه تدی را گرفته است؛ یک بار برای فیلم «زهره و منوچهر» (میترا فراهانی) و «شرایط» (مریم کشاورز) که اتفاقا هر دو درباره مفاهیم جنسی بودند و هر دو جایزه اکنون در موزه سینما هستند. اما خوشبختانه این بار «هجوم» جایزه نگرفت. آن دو بار مناقشه‌ای ضرورت پیدا نکرده بود یا کسی حواسش نبود. این بار دانشمندی معنای کوییر را کشف کرد!
در پایان این نوشته نیز تلاش شده به دلایل اصلی و دیگر نه چندان پنهان چنین برخوردهایی اشاره شود: نکته این است که در میان این همه نقد و نظر که درباره فیلم «هجوم» با آغاز نمایشش در ایران شده، کسی در داخل به چنین تعبیری نرسیده اما حالا گروهی آویخته‌اند به جایزه تدی و تعبیر غلط‌شان از یک کلمه. همین عده در موقع لزوم، مخالفان خود را ملامت می‌کنند که چرا تحت تأثیر القائات خارجی‌ها هستند و تسلیم برداشت‌ها و تعبیرهای آن‌ها می‌شوند؟ اما انگار، اگر منافع جناحی ایجاب کند، ایرادی ندارد که از همان تعبیرها علیه رقیبان استفاده شود!