درامانقد-تئاتر: آنچه در ادامه می خوانید معرفی دقیقی از کتاب «چگونه بهترین بازیگر جهان شوم؟» است که به زودی توسط نشر قطره راهی بازار کتاب خواهد شد.

 

این کتاب درباره چیست؟

این کتاب حاصل پژوهش گروه بچه های شاهکار از سال 1390 تا به امروز است. گروه بچه های شاهکار، در این شش سال، نتیجه آموخته هایشان را در اجراهای مختلف به روی صحنه برده و در برابر نقد و تحلیل اساتید تئاتر و تماشاگران حرفه ای و آماتور قرار داده اند. نویسنده این کتاب همراه با سیزده نوجوان کوشا و صبور، طی این شش سال، سه سبک و مکتب بزرگ بازیگری دنیا را محک زده و سعی کرده از آنها بسیار بیآموزد: سبک بازیگری واقعگرا براساس سیستم «کنستانتین استانیسلاوسکی»، سبک تقلید و بداهه براساس « کمدیهای داریو فو و تخت حوضی ایران»، و تئاتر آزمایشگاهی «یرژی گرتوفسکی و یوجینو باربا». شبیه کار گروه بچه های شاهکار را در اروپا      در سال 2013 «بروک ترنر» در کتاب «آموزش و اجرای تئاتر برای کودکان با تأکید بر بیان جسمانی»: «Teaching and Performing Theatre for Youth Using Physical Storytelling» انجام داده است. در آن کتاب ترنر نیز سعی کرده کاربرد سیستم استانیسلاوسکی را برای اجرا و به روی صحنه رفتن کودکان نشان بدهد.

 

آیا انتخاب عنوان «چگونه بهترین بازیگر جهان شوم؟» برای یک کتاب تخصصی و علمی انتخاب مناسبی ست؟

فصل انتهایی کتاب، فصل هفتم، خط بطلانی ست بر عنوان جذاب کتاب! «چگونه بهترین بازیگر دنیا شوم؟» این عنوان قصد فریب مخاطب کتاب را نداشته و ندارد. این عنوان تنها انعکاس  آرزوی بسیاری از نوجوانان و نوآموزان هنگام ورود به عرصه بازیگری ست. جنس نگاه تازه واردان و انتظار آنها از فضایی که وارد آن شده اند اغلب این است که هر چه زودتر بهترین بازیگر جهان شوند. اما زمان لازم است تا درک کنند در تئاتر هیچ بهترینی وجود ندارد! چرا که در هنر جمعی و دشوار تئاتر باید برای همیشه و همیشه تلاش کرد و هیچگاه توقف جایز نیست. در این فصل مخاطب با واقعیت بیرحم تئاتر و بازیگری رو در رو می شود. در این فصل هنرجو باید پرسشی مهم را از خود بپرسد و صادقانه هم آن را پاسخ بگوید. پاسخ به خودش و نه فردی دیگری! پرسشی که اولین بار استانیسلاوسکی در اوج شهرت و محبوبیت از خودش پرسید. زمانی که او از بازیگری خودش راضی نبود. همان پرسشی که استانیسلاوسکی مدام تأکید می کرد هر فعال تئاتری هر چند وقت یک بار باید از خودش بپرسد: «من اینجا چه می خواهم؟ این کار برای من چه دارد؟ من برای آن چه چیز دارم؟» از خودتان بپرسید از بازیگری چه می خواهید؟ می خواهید در بازیگری به کجا برسید؟ این پرسشهای بسیار جدی و عمیق تازه ابتدای چالش بازیگری شما هستند. شما در این فصل دید بسیار وسیعی نسبت به مسائل حرفه ای هنری که سخت دلبسته آن شده اید؛ پیدا می کنید. مسائلی از قبیل معیارهای انتخاب نقش، عقد قرارداد، کارکردن با کارگردانهایی با شخصیتها و سبکهای مختلف، اهمیت نقش کوچک و نقش بزرگ و … .

در این کتاب چه می خوانید؟

در این کتاب سعی شده بهترین و صحیح ترین شیوه بیان و انتقال سیستم های بزرگ و معتبر بازیگری دنیا مطابق با ادبیات و دنیای کودکان و نوجوان 11 تا 17 سال، جستجو کشف و انتخاب شود. از فصل دوم رسماً آموزش تئاتر آغاز می شود. با ریشه های تئاتر شروع می کنیم. اینکه بشر بدوی چگونه به تئاتر رسید. این فصل بسیار جذاب و غافلگیر کننده را مدیون نظریات «ریچارد شکنر» و نظریات «روانشناسی بازی» هستیم. این فصل از «بازی» شروع می شود و به «تقلید» می رسد. «رقص، روایت، قصه گویی، آئین و اسطوره» ریشه های دیگر هنرهای نمایشی و بازیگری هستند که در این کتاب سعی شده از خلال توضیح و تبیین آنها معنا و انواع تئاتر و بازیگری را درک کنیم. کشف دلیل بازیگری کردن بشر هدف اصلی فصل دوم است. این فصل با بیان اشتراکات تئاتر با هنرهای نمایشی پایان می یابد. اشتراکاتی که کم کم چهره و منظور واقعی از تئاتر را برای خوانندگان این کتاب آشکار می سازد.

در فصل سوم به سراغ موضوع اصلی این کتاب یعنی بازیگری می رویم. این فصل را با بیان مختصری از تاریخچه بازیگری و تفاوت دو نگاه شرق و غرب به این فن جذاب و در عین حال دشوار شروع می کنیم. سپس بازیگری را از منظر دو بردار دسته بندی می کنیم: بازیگری از منظر روش هدایت بازیگر روی صحنه و بازیگری از منظر نسبت با زندگی واقعی! پس از آن سعی می کنیم سبکهای هنوز زنده و رایج بازیگری را برشمریم. در این کتاب از میان این سبکها، دو سبک غالب و رایج به هنرجویان آموزش داده می شود. یعنی سبک بازیگری واقعگرا و سبک بداهه و تقلید! دو دلیل اصلی برای انتخاب این دو سبک اینها هستند: الف)هر کدام از دو سبک واقعگرا و بداهه جنبه های خاصی از شخصیت حرفه ای یک بازیگر را بیدار کرده؛ رشد می دهند. سبک واقعگرا به بازی بازیگر عمق و خون می بخشد، بداهه به بازیش خلاقیت و شگفتی و آزادی می دهد! سبک واقعگرا حس کردن لحظات را برایش ممکن می سازد، سبک بداهه و تقلید تسلط بر عواطف و خودآگاهی را در او تقویت می کند و اهمیت حضور و ارتباط با تماشاگر را برایش نمایان می سازد. ب) اما دلیل دوم برای این آموزش همزمان: همه هنرجویان یک جور نیستند و نباید و نمی توان یک شیوه واحد را برای تربیت و پرورش مهارتهای آنها تجویز کرد. اصرار به یکی کردن و یکی دانستن هنرجویان و اجبار آنها به انتخاب یک سبک خاص، چه بسا سبب ایجاد دلزدگی، احساس ناتوانی و حتی ترک هنر تئاتر نیز در برخی از آنها گردد. همه خوراکهای سالم را در اختیار کودک و نوجوان بگذارید. بگذارید همه را تجربه کنند و از هر کدام ذره ای بچشند. اجازه دهید نسبت و رابطه آنها را با هم کشف و درک کنند. اجازه بدهید تأثیر همزمانی این خوراکها که برای آنها نه تنها مفید که ضروری و حیاتی هستند را درک کنند. کودک یا نوجوان خیلی زود خودش دست به کار خواهد شد و انتخاب خواهد کرد. او خودش بنا به شخصیت فردی و اجتماعی اش و فلسفه و جهان بینی که دارد اولویت بندی خاص خودش را پیدا کرده روی آن متمرکز می شود.

بعد از دسته بندی سبکهای رایج بازیگری؛ ابزار بازیگر را خواهیم شناخت. ابزار پنجگانه بازیگر که شامل«بدن، بیان، تخیل، حافظه و حواس» هستند.در این کتاب همه اینها بر پایه سیستم استانیسلاوسکی شرح  داده می شوند. ضمن بیان چرایی و دلیل اهمیت معرفی ابزار بازیگر، تمرینها و بازیهای مختص هر ابزار نیز معرفی می شود. این تمرینها از میان بیشمار تمرین متنوعی انتخاب شده که در تقویت و اصلاح ابزار بازیگری توسط اساتید بنامی چون میرهولد، آگوستو بوآل، گرتوفسکی و خود استانیسلاوسکی طراحی شده اند. پس از آن سعی می کنیم تعریفمان از تئاتر را بر اساس شناختی که تا این فصل از کتاب به دست آمده کاملتر کنیم. «نیروی مخالف» اساس تئاتری ست که در این کتاب به هنرجویان عرضه می شود. براساس این عنصر کلیدی از موضوع بسیار مهمی در بازیگری سخن   می گوییم که استانیسلاوسکی هم بر آن تأکید زیادی داشته: «تنش» و راههای مقابله با آن در بازیگری!

فصل چهارم فصل «چگونه بازی کنیم؟»ست. این فصل به شرح مبوسط و مفصل دو سبک رایج بازیگری یعنی سبکهای «واقعگرا» و «تقلید و بداهه» و تکنیکها اصول و مفاهیم مهم و پایه ای آنها اختصاص پیدا کرده است. مهمترین شگردهای سبک واقعگرا اینهاست: اعمال سرتاسری، پنج اصل باور، ارتباط با بازیگر مقابل. پس از شرح شگردهای بازیگری واقعگرا به سراغ بداهه خواهیم رفت. فلسفه و تاریخچه بداهه را خواهیم دانست و راجع به خوانشهای غلط از بداهه سخن خواهیم گفت. در این فصل خواهید دانست که بداهه برخلاف تصور عام امری فکر نشده و تصادفی نیست! ساختار بداهه را تشریح خواهیم کرد و انواع اجرا و ارائه بداهه را توضیح خواهیم داد. انواع شیوه های جذاب بازیگری در بداهه موضوع بعدی این بخش است و با تکنیک بسیار جذاب «دروغ باورپذیر» آشنا خواهید شد. اینها سرفصلهای این بخش بسیار مهم و زیربنایی از این کتاب هستند. در این فصل نیز تمرینات و بازیهای مربوطه به تفصیل آورده شده است.

فصل بسیار مهم پنجم به پیشگیری از اشتباهات و ضعفهای رایج بازیگری اختصاص دارد. طیف مخاطبین این فصل از نوآموزان تا بازیگران حرفه ای و آماتور را شامل خواهد شد. آموزه های درخشان و راهگشای یرژی گرتوفسکی منبع بیشتر پیشنهادها و راه حلهای این فصل است. بزرگترین دستاورد این فصل رسیدن هنرجو به بالاترین سطح از اعتماد به نفس است. به حدی که پس از تسلط  بر آموزه های این فصل، در صحنه تئاتر دیگر هیچ چیز غیرممکنی برای هنرجو وجود ندارد. در ادامه «مستطیل راسا» می آید. تکنیکی که برای برون ریزی هیجان خواهید آموخت. مستطیل راسا از تئاتر ژست نگار هند و به لطف کشف ریچارد شکنر، نظریه پرداز و معلم نابغه معاصر و یکی از بهترین وارثان گرتوفسکی به ما رسیده است. گروه بچه های شاهکار، در جریان به صحنه رفتن نوجوانان و اجراهای عموم خود، به کارآمدی این تکنیک بسیار غنی پی برده است. با توجه به اینکه بسیاری از موانع درونی بازیگر، خود را هنگام بروز هیجانها نشان می دهند و سبب ایجاد اختلال    در عمل سرتاسری و پیوسته بازیگری می شوند؛ ارتباط مستطیل راسا با هیجانها و شرح و آموزش این تکنیک مهم را در انتهای این فصل از کتاب  گنجانده ایم.

فصل ششم فصلی جذاب است که به مسائل بازیگر حین روزهای اجرا می پردازد. از اولین روز افتتاحیه  تا تغییرات حال و هوای بازیگر در طول روزهای پر التهاب اجرا و روزهای پایانی و حتی احوالات بازیگر بعد از آخرین اجرا، نکاتی را خواهید آموخت. در این فصل سعی شده تجربه عملی نوجوانان گروه بچه های شاهکار در اجراها را در اختیار هنرجویان مشتاق بگذاریم. شرح مفاهیم و شگردها و مسائل مهمی چون: استرس اجرا و نحوه برخورد با آن، شیوه رسیدن به نقش، اهمیت ریتم در ساختن نقش، تکنیکهای پیشرفته باور، تناسب و اندازه در بازی، ساختن لحظه ها، تأثیر اتفاقات روزمره در بازیگری روز اجرا، روز بد و روز خوب در اجرا اینها مهمترین ارمغانهای این فصل بسیار کاربردی هستند.

فصل انتهایی همانطور که گفته شد به توضیح علت نام گذاری کتاب اختصاص دارد. اما افزون بر آن توضیحات، هدیه ای بسیار ارزشمند و امیدوار کننده نیز در این فصل پایانی گنجانده شده است. «ساده بازی کنیم» این بخش به شرح اصول مشترک تمامی سبکهای بازیگری دنیا بر اساس یافته های درخشان یوجینو باربا می پردازد. توصیه هایی که پرتوی تازه بر نگاه و تعریف هنرجویان از هنر بازیگری می اندازد. این بخش، بازیگری را در عین دشوار و دیریاب بودنش بسیار دست یافتنی نشان می دهد. و در انتها می آموزیم که تنها یک شرط کافی ست تا به گنج بازیگری دست بیابیم. تنها یک شرط لازم است تا بهترین بازیگر جهان شویم: تلاش تلاش و تلاش تا مدتهای زیاد و طولانی! تا همیشه!

این کتاب نوشته سامی صالحی ثابت، کارگردان و سرپرست گروه نمایشی بچه های شاهکار است که توسط نشر قطره و در نیمه دوم سال 1396 چاپ و به بازار عرضه خواهد شد.