درامانقد-سینما: درامانقد هر پنجشنبه در دو قسمت یک فیلم جدید اما شاخص و متفاوت سینمای جهان را که امکان دانلود و تماشای آن با کیفیت مناسب برای مخاطب ایرانی وجود دارد معرفی می کند. همچنین برگزیده ای از نقدهایی که منتقدین مهم جهان بر فیلم نوشته اند همراه با گفته ها یا گفت و گوهای جالب فیلمساز و دیگر عوامل فیلم در سایت منعکس می شود.

بخش اول: آن‌چه باید درباره «شهر گم‌شده‌ی زد» جدیدترین فیلم جیمز گری بدانید

«شهر گم‌شده‌ی زد» که به عنوان برنامه‌ی اختتامیه‌ی جشنواره فیلم نیویورک 2016 اولین نمایش جهانی‌اش را پشت سر گذاشت، یکی از آثار جامانده و در نتیجه قدرندیده‌ی سال گذشته‌ی میلادی است که با وجود بهره‌مندی از کارگردانی چون جیمز گری (که شاهکار «دو عاشق» با بازی جواکین فینیکس و گوئینت پالترو را در کارنامه دارد)، مدیر فیلم‌برداری صاحب‌نام ایرانی داریوش خنجی و بازیگران قابل قبولی چون چارلی هانم («کرانه‌ی اقیانوس آرام» از گیرمو دل تورو و «شاه آرتور: افسانه‌ی شمشیر» از گای ریچی)، رابرت پتینسن (که پس از فیلم‌های «گرگ‌ومیش» دو همکاری با دیوید کراننبرگ داشت)، سیئنا میلر («تک‌تیرانداز آمریکایی» و «فاکس‌کچر»)، تام هالَند (اسپایدرمن جدید سینما در جهان ماروِل) و فرانکو نرو (بازیگر ایتالیایی یادآور وسترن‌های اسپاگتی)، در کمال تعجب چهاردهم آوریل 2017 در ایالات متحده اکران شد تا تقریباً شانسی برای حضور در فصل جوایز نداشته باشد! این در حالی است که منتقدان خارجی هم فیلم را بسیار تحسین کرده‌اند و اصلاً دور از انتظار نیست که در پایان سال 2017 «شهر گم‌شده‌ی زد» را در فهرست ده فیلم برتر برخی از منتقدان سرشناس ببینیم (جالب این‌که «شهر گم‌شده‌ی زد» در جوایز انجمن بین‌المللی خوره‌های فیلم 2017 جایزه‌ی بهترین فیلم اکران‌نشده‌ی 2016 را برنده شد!).

«شهر گم‌شده‌ی زد» که مثل دیگر آثار گری به صورت 35 میلی‌متری فیلم‌برداری شده است، در نهایت پس از سال‌ها با بودجه‌ای 30 میلیون دلاری به تولید رسید (که متأسفانه در گیشه کمی بیش از 17 میلیون فروخت). ظاهراً جیمز گری در فوریه‌ی 2009 توسط کمپانی‌های «پارامونت پیکچرز» و «پلن بی انترتینمنت» برای نویسندگی و کارگردانی این پروژه انتخاب شد ولی فیلم برای شش سال در مرحله‌ی پرداخت اولیه باقی ماند؛ و حالا از نتیجه‌ی نهایی برمی‌آید که چه وقت و دقتی صرف نگارش فیلم‌نامه شده است.

این فیلم هم مانند دیگر آثار کارنامه‌ی جیمز گری درباره آدم‌هایی است که به زندگی در دنیای معمولی پیرامون‌شان راضی نمی‌شوند و می‌خواهند دنیا را تکان بدهند یا دست‌کم در زندگی به چیزی فراتر از عموم مردمان دور و بر خود دست یابند. همان طور که در یکی از دیالوگ‌های پایانی فیلم به صورت غیرمستقیم و در نقل قولی از رابرت براونینگ می‌شنویم: «هدف هر انسانی باید فراتر از دسترس او باشد… پس آسمان برای چیست؟»

 

شهر گم‌شده‌ی زد/ The Lost City of Z

نویسنده و کارگردان: جیمز گری بر اساس کتابی از دیوید گرَن، مدیر فیلم‌برداری: داریوش خنجی، تدوین: جان اَکسِلرِد و لی هاوگِن، موسیقی: کریستوفر اسپِلمَن، بازیگران: چارلی هانِم (پرسی فاسِت)، رابرت پتینسِن (هنری کاستین)، سیئنا میلر (نینا فاسِت)، تام هالَند (جک فاسِت) و… محصول 2016 آمریکا، ژانر: درام زندگینامه‌ای ماجراجویانه، 141 دقیقه.

خط داستانی

پرسی فاسِت یک سیاح بریتانیایی بود که در سرآغاز قرن بیستم به اعماق جنگل‌های آمازون سفر کرد و مدارکی مبنی بر وجود تمدنی ناشناخته اما مترقی کشف کرد. فاست که بسیار در راه و هدفش مصمم است با وجود این‌که مورد تمسخر جامعه‌ی علمی‌ای قرار می‌گیرد که مردمان بومی آمازون را فقط به عنوان «وحشی‌ها» می‌شناسند، با حمایت همسر وفادارش برای بار چندم راهی سفر مکاشفه‌آمیزش می‌شود تا شاید این بار با همراهی پسر جوانش دست پر برگردد.

 

واکنش منتقدان

«شهر گم‌شده‌ی زد» در سایت معتبر «متاکریتیک» به امتیاز میانگین 78 از 100 بر اساس نظر 44 منتقد دست یافته است. در دیگر سایت جمع‌آوری آرای منتقدان یعنی «راتن تومیتوز» هم امتیاز میانگین 74 از 100 بر اساس نظر 176 منتقد حاصل شده است و عموم منتقدان از ضرباهنگ سنجیده و شکوه بصری فیلم در کنار بازی استادانه‌ی چارلی هانم در قالب قهرمانی پیچیده سخن گفته‌اند. از این رو بد نیست در ادامه نظر کوتاه برخی منتقدان سرشناس را مرور کنیم:

 

مانولا دارگیس از «نیویورک تایمز»: خیلی چیزها در این فیلم وجود دارد که می‌توان دوست‌شان داشت، اما آن‌چه ذهن مرا بیش‌تر درگیر کرده است، آن جزییات گران‌بهایی است که اغلب در داستان‌های مردان بزرگ از یاد می‌روند و این طور به نظر می‌رسد که این مردان جهان را به‌تنهایی ساخته‌اند و هیچ فرزندی در امتداد جاده ندویده است تا خداحافظی‌اش با پدری طولانی‌تر شود که در دل تاریخ ناپدید می‌شود.

استفانی زاشارک از «تایم»: فیلم‌هایی با انرژی خیال‌انگیز و شکوهمندِ «شهر گم‌شده‌ی زد» هر سال ساخته نمی‌شوند؛ در واقع به‌ندرت شاهد چنین آثار سینمایی هستیم. پس این خودش پیامی در بطری است، نامه‌ای از یک شهر گم‌شده‌ی فیلم‌ها.

تاد مک‌کارتی از «هالیوود ریپورتر»: «شهر گم‌شده‌ی زد» یک اثر نادر از سینمای کلاسیک معاصر است؛ مزایای فیلم شامل داستان‌گویی روشمند و باقاعده، سبک سنتی و مضمونی برآمده از دل‌مشغولی، همان‌هایی هستند که در هر زمانی از دهه‌ی 1930 تا 70 قابل شناسایی‌اند.

بری هرتس از «گلوب اند مِیل» (تورنتو): جیمز گری که به خیلی‌ها از کوبریک تا فلینی ارجاع داده، حقیقتاً تجربه‌ای مسحورکننده و شعف‌انگیز خلق کرده است. به عبارت دیگر، فیلم تا این حد به یک کلاسیک تاریخ سینمایی نزدیک شده است و اگر بازی چارلی هانم در نقش اصلی در مواردی از کنترل خارج نمی‌شد، می‌شد با قاطعیت گفت که کار تمام است (تصور کنید اگر همکار همیشگی گری، یعنی جواکین فینیکس، در فیلم بازی کرده بود، چه اتفاق حیرت‌انگیزی رخ می‌داد).

ریچارد روپر از «شیکاگو سان‌تایمز»: این فیلم از آن دست آثار ماجراجویانه است که شما را به چنان جهان اگزوتیک، اسرارآمیز، مسحورکننده و خطرناکی می‌برد که احساس می‌کنید پا به سیاره‌ی دیگری گذاشته‌اید.

مت زولر سایتز از «راجر ایبرت دات‌کام»: کسانی که نمی‌دانند به تماشای چه داستانی می‌نشینند (دسته‌ای که مرا هم شامل می‌شود) احتمالاً کاملاً مات و مبهوت خواهند شد. نظم و ترتیب وقایع به هیچ الگوی جواب‌پس‌داده‌ای از سینمای تجاری متکی نیست و آن‌چه روی می‌دهد به اندازه‌ی خودِ زندگی، تصادفی و به‌گونه‌ای هراس‌انگیز اجتناب‌ناپذیر احساس می‌شود.

پیتر رینر از «کریسچن ساینس مانیتر»: «شهر گم‌شده‌ی زد» را نمی‌توان از نظر تنش با فیلم «آگیره، خشم خدا»ی ورنر هرتسوگ و هذیان مطلق آن مقایسه کرد. اما گری به شیوه‌ی خودش به اندازه‌ی هرتسوگ، وسواسی و درگیرکننده عمل کرده است.

جردن هافمن از «گاردیئن»: از استادی و مهارتِ سینمایی گری زیاد گفته خواهد شد (و این اتفاقی است که اغلب برای کارگردانی می‌افتد که با داریوش خنجی فیلم‌بردار همکاری می‌کند) اما زیر حرکت آهسته در بستر رودخانه – که بومیان از نظر غایب آن با نیزه‌های‌شان غریبه‌ها را شکار می‌کنند – یک فیلم‌نامه‌ی تیزهوشانه و منسجم و جذاب وجود دارد که آن قدر مصالح به شما عرضه می‌کند که سیاحت‌تان برای بینش و بصیرت بیش‌تر ادامه یابد.

 

حواشی خواندنی

– جیمز گری نامه‌ای به فرانسیس فورد کوپولا خالق «اینک آخرالزمان» (1979) نوشت و از او درباره فیلم‌برداری در جنگل توصیه خواست. پاسخ کوپولا دو کلمه بود: «آن‌جا نرو.» کوپولا وقتی قصد ساختن «اینک آخرالزمان» را داشت همین توصیه را از راجر کورمن شنید.

– برد پیت و بندیکت کامبربچ از بازیگرانی بودند که قرار بود نقش اصلی را بازی کنند. کامبربچ به دلیل تداخل برنامه‌ها و فیلم ابرقهرمانی «دکتر استرنج» (2016) این نقش را از دست داد.

– چارلی هانم برای بازی در نقش اصلی و موقعیت‌های مختلف داستان 20 تا 40 پوند وزن کم کرد.

– تصمیم به فیلم‌برداری روی فیلم 35 میلی‌متری، هزینه‌ی تولید را 750 هزار دلار افزایش داد.

– اگرچه پرسی فاسِت در سال 1925 ناپدید شد اما افسانه‌ی او در دنیای داستان‌ها ماندگار شد و با شخصیت پروفسور چَلِنجِر در «دنیای گم‌شده» آغاز شد. سر کانن دویل (نویسنده‌ی سرشناس انگلیسی و خالق شرلوک هولمز) قهرمان بی‌باک این رمانش در سال 1912 را از فاست الگوبرداری کرد. دویل و فاست دوستان صمیمی بودند.

در قسمت دوم معرفی این فیلم گفته هایی از جیمز گری کارگردان فیلم درباره تجربه ساخت «شهر گمشده زد» را خواهید خواند.

ترجمه و تألیف: رضا حسینی

منابع اصلی: آی‌ام‌دی‌بی، ویکی‌پدیا، متاکریتیک