درامانقد-سینما: گویا دیگر تنها تماشاگر نیستیم و حالا بناست کاربران سریال باشیم! اگر به شما اختیار دهند تا در روند داستان فیلم ها و سریال هایی که تعقیب می کنید دخالت کنید خوشحال می شوید یا ناراحت؟ در هر حال دیر یا زود؛ متأسفانه یا خوشبختانه، این اختیار به ما داده خواهد شد. درام داستانگویی که سینما به عنوان سرگرمی به شکلی فراگیر وارد زندگی روزمره انسانها کرد حالا از گوشی های تلفن همراه سر در می آورد، با این تفاوت که اینجا ما در روند داستان و سرنوشت شخصیت های آن مؤثریم و این کار جدید می تواند آغاز رابطه جدید مخاطبان با درام و شخصیت های داستانی باشد.

استیون سودربرگ که با کمدی سرقتی «لوگن خوش‌شانس» به سینماها برگشته است، برای شبکه «اچ‌بی‌او» روی «موزاییک» کار می‌کند!داستان قرار است حالت تعاملی داشته باشد و به تماشاگر/کاربران مختلف اجازه‌ی تعقیب مسیرهای روایی متفاوتی را می‌دهد. به هر حال سودربرگ در گفت‌وگوی تازه‌اش با «فیلم کامنت» جزییات تازه‌ای را درباره این پروژه افشا کرده است.

در این پروژه‌ی تلویزیونی که مدت‌هاست جزییاتش مخفی نگه داشته شده بود، گرت هدلاند، شارون استون و اد سالِمِن بازی می‌کنند

سودربرگ گفته است: «اپلیکیشن این پروژه در فصل پاییز عرضه مي‌شود و شما می‌توانید آن را روی گوشی‌تان، آی‌پد، رایانه، تلویزیون اپل و خلاصه هر ابزاری داشته باشید. ابتدا فکر کردیم فقط روی آی‌او‌اس کار کنیم اما پس از گفت‌وگوهای طولانی به این نتیجه رسیدیم که بی‌معنی است آن را روی اندروید و دسکتاپ عرضه نکنیم. پس از آن‌جایی که یک اپ رایگان است، تصمیم گرفتیم تا جای ممکن بر میزان و تنوع مخاطبان‌مان بیفزاییم. پس حسابی خودتان را آماده کنید چون اگر بخواهید تمام گره‌های داستانی این پروژه را دنبال کنید، باید حدود هفت ساعت و نیم وقت داشته باشید.»

کارگردان فیلم تحسین شده ارین براکوویچ در ادامه، پیرامون منحصربه‌فرد بودن این پروژه چنین توضیح داده است: «من در هنگام کار و تولید این پروژه به‌خوبی می‌دانستم که این پروژه روزی حکم نقاشی روی دیوار غار را برای این قالب تازه پیدا خواهد کرد و دیگران می‌آیند و آن را بهتر و بهتر می‌کنند. من فقط دنبال داستانی بودم که در این چارچوب جواب دهد. اد سالِمِن که «موزاییک» را نوشته است، اثر دیگری دارد که به‌مراتب می‌تواند پیچیده‌تر از این باشد.»

او در تشریح هرچه بیش‌تر این اپلیکیشن افزود: «این اپ را دانلود می‌کنید و فصل اول آغاز می‌شود. در پایان فصل شما باید راه چپ یا راست را انتخاب کنید و این دوراهی‌ها همین طور تداوم پیدا می‌کنند. در حال حاضر چند کمپانی هستند که روی روایت چندشاخه کار می‌کنند.»

سودربرگ درباره حال‌وهوا و سیر داستان هم می‌گوید: «داستان یک قتل است. اما خیلی روی معمای قتل مانور داده نمی‌شود. دو چارچوبِ زمانی متفاوت داریم، یکی معاصر و دیگری مربوط به چهار سال پیش. در واقع پرونده‌ای که همه فکر می‌کنند حل شده است دوباره به جریان می‌افتد و نتیجه‌های جالب توجهی در پی آن می‌آید؛ اوضاع جوری پیش می‌رود که شما بسته به فردی که در زمان مشخصی دنبال می‌کنید باید در روایت جلو و عقب بروید. این داستان طوری است که به نظر می‌رسد از این چشم‌انداز چندگانه و چندبُعدی نهایت بهره را برده است. البته که نگارش فیلم‌نامه و تدوین این اثر بسیار وقت‌گیر و با تأمل صورت گرفت و بارها سر جنبه‌های مختلفش بحث کردیم.»

هنوز تاریخ عرضه‌ی دقیقی برای این اثر تلویزیونی اعلام نشده است اما علاقه‌مندان زیادی بی‌تاب آن شده‌اند.