سیاست و قضای حاجت/نقدِ نمایش «صبح یه روز لعنتی»/علیرضا نراقی

«صبح یه روز لعنتی» وقتی با سخنانی کلی، جدی و کلان درباره ارزش خاک، میراث، مالکیت و تعلق ترکیب می شود و همچنین فضایی مملو از نوستالژی و معناهای برون متنی، درباب زادگاه پیدا می کند، آنگاه دیگر نمایشی ضد جنگ نیست، بلکه درباره جنگ به مثابه یک تقابل دوتایی میان حق و باطل است، که خود مقوم جنگ است.

ادامه مطلب