درامانقد-سینما: شاید به یادماندنی تصویر جهانی، متعلق به گدار و تروفو و جوانان هنرمند و آوانگاردی باشد که در مه 68 جشنواره کن را زمین زدند، پرده را پاره کردند و جلوی نمایش فیلم ها و برگزاری این جشنواره مهم هنری ایستادند تا صدای اعتراض مردمان باشند. کارگردانان موج نو، آن سال با کارگران و دانشجویان همراه شدند و جشنواره را فعالانه به صدایی دیگر بدل کردند، صدایی که بازنمایی جامعه بود نه سینما. البته در ایران خودمان هم در بزنگاه های تاریخی این تصویر کم دیده نشده، هر چند که هیچگاه هنرمندان ایرانی نشد و نتوانستند مثل گدار و تروفو خلاق و فعال فضا را عوض کنند و مال خود سازند اما در هر حال اینجا هم هنر کناره گیری و پیوستن هنرمندان به هنر مردمان یعنی “اعتراض” ریشه دار است.

پس از رخداد تکان دهنده و غم انگیز سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین بر اثر شلیک موشک پدافندی سپاه پاسداران که منجر به مرگ 144 ایرانی و 32 تبعه خارجی شد بسیاری از هنرمندان از حضور در رخدادهای هنری از جمله جشنواره های هنری فجر انصراف دادند و در روز 22 دی ماه اغلب تئاترها اجرا نمی شوند و گالری ها اعلام تعطیلی کردند.

پس از خبر تکان دهنده سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین در ایران به علت اشتباه سپاه پاسداران که منجر به مرگ 176 نفر شد زخمی بر جامعه خورد که حالا واکنش گروه های مختلف اجتماعی را ایجاد کرده است. دبیران، داوران و هنرمندان بخش های گرافیک، عکس و کاریکاتور جشنواره تجسمی فجر از جمله کامبیز درم بخش، علی درخشانی، جمال رحمتی، کیارش زندی، سیف الله صمدیان، کیارنگ علایی، شهریار توکلی و… کناره گیری کردند. مسعود کیمیایی که یکی از مهمترین کارگردانان حاضر در جشنواره فیلم فجر  و رونق بخش آن بود در واکنش به این رخداد و حواشی آزار دهنده آن، فیلم خود را از جشنواره بیرون کشید، آرش دادگر کارگردان تئاتر و بسیاری از دیگر کارگردانان جوان حاضر در جشنواره تئاتر فجر از اجرای نمایش خود انصراف دادند و حتی خواهان استعفای دبیر جشنواره نادر برهانی مرند شدند. در کنار اینها برخی از فیلمسازان که فیلمی در حال اکران دارند تصمیم گرفتند به مدت دو روز در همدردی با بازمندگان کشته شدگان، اکران فیلم خود را متوقف کنند. جامعه غمگین ایران که در یکی دو ماه اخیر زخمهای فراوانی را متحمل شده است حالا به شکلی آیینی اما مدنی در حال عزاداری است. هنرمندان ایرانی نیز به عنوان وجدان بیدار در حال همراهی و و همدلی با جامعه هستند.

رخشان بنی اعتماد که خواهان حضور مردم برای گرامی داشت کشته شدگان این سانحه و اعتراض به دروغگویی و پنهان کاری مسئولان بود بر اثر فشارهای متعدد صاحبان قدرت دعوت خود را پس گرفت. در این میان هنرمندان بسیاری به همدردی با خانواده کشته شدگان پرداختند.  اما این حرکات نمادین و آیینی در شرایطی اتفاق می افتد که هنر و زمینه های ارائه هنر در ایران خاصه جشنواره ها چنان محافظه کار و بی خاصیت شده اند که هنرمندان با کار خود نمی توانند اعتراض و بغض خود را بیان کنند در چنین شرایطی با توجه به حجم رخدادها برای هنرمندان چاره ای باقی نمانده جز انصراف و کناره گیری برای توجه دادن به اصل مسئله.