نگاهی به آثار و تأثیراتِ راینر ورنر فاسبیندر

 

برای شناخت بهتر این فیلمساز  تاثیرگذار ابتدا گزین‌گویه‌های معتبری را مرور می‌کنیم:

«فیلمسازی مبهوت‌کننده، بااستعداد،باانگیزه،اصیل،هیجان‌انگیز و معتبر نسل خود.»وینسنت کنبی،نیویورک تایمز

«من معتقدم سینما هیچ‌گاه نتوانست از مرگ بی‌موقع دوتن از بزرگ‌ترین  اندیشمندانش راینر ورنر فاسبیندر و آندره‌ی تارکوفسکی بهبودی حاصل نماید.»فیلیپ لوپیت(منتقد؛فیلمساز آمریکایی)

«ملغمه‌ایی از سرعت در فیلمسازی،یکپارچگی، تنوع فیلم‌های فاسبیندر به تاثیرمستقیم سینمایی آثار او افزوده شده تا یکی از بزرگترین عجایب زمانه را بسازد.» آنتونی لین(منتقد نیویورکر)

«نئورئالیسم ایتالیایی آخرین جنبش بود، موج نو  که از نئورئالیسم ایتالیا سرچشمه می‌گرفت جنبشی ناشی از جنبش دیگر بود .سپس راینر ورنر فاسبیندر آمد که یکه ماند.» ژان لوک گدار، فیلمساز فرانسوی

***

سال گذشته نمایشگاه «حالا فاسبیندر» در شهرهای برلین و فرانکفورت برگزار شد که بر تاثیر شگرف و پایدار راینر ورنر فاسبیندر بر ویدیوآرت و سینمای معاصر صحه می‌گذاشت. این بزرگداشت جمع وجور دربرگیرنده بسیاری از آثارکمتر دیده شده، مرمت شده، شامل  مقاطع مختلف کارنامه پربار فیلمساز و ترسیم کننده تاثیری بود که او با هر دگرگونی زیبایی‌شناسانه بر کارگردان‌های پس از خود گذاشته است: بدون فاسبیندر بسیاری از  فیلم‌های پدرو آلمودوار، فرانسوا اوزون و تاد هینز غیرقابل تصور خواهند بود.  فاسبیندر از نخستین تا آخرین فیلم‌ش – چه تحت تاثیر برتولت برشت یا داگلاس سیرک( یا هردو) -در جست‌وجوی حقیقت نه از طریق رئالیسم سنتی، بلکه به واسطه سبک‌سازی و خلاقیت بود.  او می‌گفت:«هرگز تلاش نمی‌کنم واقعیت را در فیلم بازسازی کنم.»

فیلم‌های فاسبیندر شاهکارهایی از جنس«تقلید زندگی» هستند، که این اصطلاح  وام‌گیری عنوان یکی از فیلم‌های محبوبش از داگلاس سیرک«تقلید زندگی» است.  مساله نگاه تند؛سبک بی‌پروا  و عجیب‌آنکه احساسات قدرتمند آثار  اوست.

آیا فاسبیندر واپسین نابغه سینما بود؟ مسلما از زمان مرگ زودهنگام او در سال 1982 هیچ کارگردانی چنین کارنامه‌ی جالبی را نیافریده که از نظر تاثیرگذاری، دستاورد و مضامین هولناک است. آثار فاسبیندر هیچ گاه تکرار نخواهند شد. والاس استیدمن واتسن در کتاب تحقیقاتی پرسروصدای خود «درک راینر ورنر فاسبیندر:فیلم به مثابه هنری عمومی و شخصی» ادعای بکرتری را مطرح می‌نماید:«اگر فاسبیندر عمر طولانی‌تری می‌داشت، انرژی خلاقانه و توانایی خودآزمایی و پیشرفت هنری که در عمر کوتاهش به نمایش گذاشت می‌توانست یک نیروی محرکه ضروری  را در سینمای آلمان و جهان تضمین کند.»

برخلاف سیاست و فرهنگ سینمای آلمان و جهان در دهه های پس از مرگ فاسبیندر چنان دستخوش تحول شده‌‌اند که جای سوال است اصلا از او در این دنیای جدید استقبال می‌شد. احتمالا او کم‌تر می‌توانست فیلم‌های خاص خود رابسازد. راینر ورنر فاسبیندر راوی حقیقت‌های ناخوشایند، هنرمند سبکی بی‌پروا و روشنفکری خاص، منتقد اهل جدل قدرتمندان و ضعیفان، موضوعات و تاثیرات خود را در آمینوسی فرهنگی, فراغ بال و مصرف گرایی آلمان پس از جنگ جهانی می‌یافت. اما هنوز جای تردید است که آیا او می‌توانست در دنیای رونق یافته‌ی این روزگار که به ما تعلق دارد، شکل بگیرد و شکوفا بشود.

فاسبیندر در سال‌های 1970  در دهه‌ای که پس از ژان لوک گدار مهم‌ترین فیلمساز شناخته می‌شد نیز دوران راحتی نداشت.  او «یک آنارشیست رمانتیک» (همانگونه که خودش را می‌نامید) بود که از سوی راستی‌ها و چپی‌ها با بدگویی روبه رو می‌شد، هنرمندی باانگیزه که بخاطر بی‌پروایی و بدبینی نکوهش می‌شد، همانطور که کلیشه‌ها می‌گویند فاسبیندر آوانگاردی به سبک خویش؛ خاری در چشم فرهنگ رسمی و اعتراضی بود. او نقل قول مشهوری دارد :« من بمب نمی‌سازم. فیلم سازم.»

تعجبی ندارد که فاسبیندر با پیر پائولو پازولینی، ژان ژونه، آرتور رمبو مقایسه می‌شد: بااین حال کمتر از آنها خطاکار بود. او بی‌پروا زندگی کرد، بسیاری سبک زندگی‌اش را خودویرانگری می‌دیدند. هنرش همانند هنر پازولینی، ژونه و رمبو مداقه تند ذات بشری بود. معدود هنرمندی چنین شفاف قابلیت ما انسان ها را در ستمگری،طمع و توهم می‌دید و به تصویر می‌کشید.

شاید بیش از اندازه از نگاه غم‌افزای فاسبیندر گفته شده و کمتر از شور احساسات‌گرایانه، آرمان‌شهرگرایی و اخلاق‌گرایی او نوشته شده. فاسبیندر به وضوح با توماس مان همذات پنداری می‌کرد که در فصل پایانی یکی از فیلم‌هایش نقل قولی از او را بیان می‌کند:« و من به شما می‌گویم بدون بو بردن از انسانیت از تشریح بشریت تا سرحد مرگ انزجار دارم.» و او هنرش را رستگارکننده و بهبودی بخش می‌دید. فاسبیندر نظر روبر برسون را تکرار می‌کرد که نباید واقع‌گرایی را با بدبینی اشتباه گرفت:

“مردم اغلب از بدبینانه بودن فیلم‌هایم انتقاد می‌کنند. مسلما یکسری دلیل برای تلخ بودن فیلم‌هایم‌ وجود دارد. اما من چنین نگاهی به آثارم ندارم. آنها براساس اعتقادی پی‌ریزی شدند که به پرده سینما متعلق نیست بلکه به بیرون از پرده سینما و به دنیا تعلق دارد. وقتی روی پرده به مردم  مسیرهای که می‌تواند به ناکجا آباد منتهی شود نشان می‌دهم هدف من هشدار دادن به آنها است که اگر تحولی در زندگی‌های خویش ایجاد نکنند، به چنین مسیری می‌رسند. اصلا اهمیت ندارد که فیلمی تلخ تمام شود.  به شرطی که به مردم شفاف نحوه کار مکانیزم‌ها را نشان بدهد ،آنگاه تاثیر نهایی بدبینانه نخواهد بود. من هرگز تلاش نمی‌کنم تا واقعیت را در فیلم‌هایم  از نو بسازم. هدفم نمایش چنین مکانیزم‌هایی به روشی است که مردم لزوم تغییر واقعیت‌های خویش را درک کنند.”

مکانیزمی که فاسبیندر مدام در مرکز  تمام واقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و خصوصی  افشا می‌کند، تمایل مفرط بشر برای عشق و نادیده گرفتن سنگدلانه عشق است. عنوان یکی از نخستین فیلم‌های او «من فقط می‎خواهم دوستم داشته باشی» در نصیحت شخصیت دکترکاتز به ورونیکا ووس در آخرین دیالوگ‌های دکتر متبلور می‌شود: «شاید بجای مورفین، باید شخصی رو تجویز کنم که دوستت داشته باشد.» یا در دیالوگ پترا فن کانت که درمیان اشک‌های تلخش می‌گوید: «مردمی که به یکدیگر نیاز دارند، به این شکل هم ساخته شده اند، اما یاد نگرفته‌اند باهم زندگی کنند.»(دیالوگ آخری بازتابی از جمله فاسبیندر درباره داگلاس سیرک است: داگلاس سیرک درباره انسان‌هایی فیلم می‌سازد که نمی‌توانند تنها باشند اما  نمی‎توانند همدیگر را هم تاب بیاورند.) راینر ورنر فاسبیندر تقریبا تمام روابط خانوادگی، زناشویی و همکاری را  متقبلا در فیلمهایش به تصویر کشید. عشق یک نوع تبادل احساسات باارزش است که فاسبیندر آن را «عشق برای حراج» تعبیر می‌کرد. در این معامله قربانیان بندرت بی گناه بودند. آنها با غاصبان شان یک همزیستی مازوخیست وار دارند. فاسبیندر مانند ژان لوک گدار نمایش می‌داد که چگونه مصرف‌گرایی و سرمایه‌داری باعث تحریف عواطف می‌شوند و ذات و غریزه  به کالا تبدیل می‎شود. او همواره  به استعاره گریزناپذیر روسپی ها متوسل نمی‌شد تا  مکانیزم هایی را نشان بدهد که زندگی روزمره را شکل می‌داد. برای فاسبیندر «عشق برای حراج» مساله  فردی، پدرومادر و فررندان؛ شوهران و زنان وعاشقان نبود. عشق در «تقلید های زندگی»ِ فاسبیندر همیشه قیمت بالایی داشت.

 

ترجمه:ارغوان اشتری

منبع:سایت جشنواره فیلم تورنتو