نگاهی به فیلم «تمارض» ساخته عبد آبست

درامانقد-سینما: «تمارض» بیش از آنچه یک فیلم باشد، یک قاب است. قابی که درون آن را می توان مملو از رنگهایی دانست که در چشم می ماند. اما کانون اصلی «تمارض» در توان آن برای نظم‌ دهی و تمرکز بر مقاصد، تجربه و رفتار نقش آفرینان به طور دیداری – استعلایی نهفته است. باید بر این نکته تأکید کرد که درک عمیق از معنی هویت، دیدن و اجتماع در ماهیت تمارض قرار دارد. چرا که معنی اصلی تمارض به‌خصوص ماهیت آن، نه از فیلمها یا عمل‌کردهای پیش پا افتاده‌ای که آیتم های سینمایی را تأمین می‌کند، نه اجتماعی که آن را اشغال می‌کند و نه از تجارب مصنوعی و دنیوی ناشی می شود، ماهیت فیلم بر حیث التفاتی بسیار ناخودآگاهانه‌ای قرار دارد که از مرکزی پر محتوا و عمیق از هستی و وجود بشری تعریف می ‌کند. به عبارتی دیگر تحلیل «تمارض» جدای از تحلیل وجود مخاطب و توجه او به «تمارض» ممکن نیست. بر این اساس می توانیم فرایند فهم فیلم را منوط به وجود نقش آفرینان و رنگ و نور توصیف کنیم.

سه ضلع نقش آفرینان، رنگ و نور معنای اصلی فیلم را پرورش داده اند تا ما بتوانیم داستان خطی فیلم را دریبایم. شاید کارگردان با شکستن قاب فیلم می خواهد داستانی جدید القا کند اما فهم او از داستان «تمارض» منوط به فهم ما از فیلم است. دوگانگی که در فیلم ایجاد شده فضایی القاء کننده فراهم ساخته که داستان را تو در تو کرده است. نامتعارف بودن فیلم در روایت حضور چند جوان در خانه پیرمردی که حادثه ای را رقم می زند چند جوان را دچار عصبیت و آشفتگی می کند که بر کل فیلم سایه افکنده است. گویی تظاهر آنها بر آنچه می گویند بر آنچه دیده می شود استیلا یافته و ما نه تنها با تمارضی جدی رو به رو هستیم بلکه روایت فیلم را باید در تظاهر آنها بپذیریم.

بر این اساس نگاه ما به تمارض شاید بتوان نفوذی بر بدنه «تمارض» باشد. ما در روایت «تمارض» حوادث و رویدادهای معنی‌دار فهم خود را در آنها تجربه می‌کنیم و در عین حال فیلم نقطه‌ عزیمتی است که از طریق آن به جهت‌یابی در محیط نایل می‌شویم و در آن دخل و تصرف می‌کنیم. قاب فیلم همان محیطی است که با وجود نور و رنگ و اشیاء آن را تصرف می کنیم اما تصرف ما از نوع شناخت بر مضمونی است که برشی از حادثه ای است که بر تمامیت فیلم سایه افکنده است.

“تمارض” یک عرصه‌ درونی است که با عرصه‌ بیرونی احاطه‌کننده در تقابل است. همان دوگانگی که طرح شده دیالکتیکی میان معنای فیلم و درک مخاطب ایجاد می کند که با تمرکز بر این دو عرصه و شناخت هستی فیلم، «تمارض» را به عرصه‌ داخلی و عرصه‌ خارجی وابسته کرده است.

از سوی دیگر مسئله «تمارض» کشف لایه هایی از داستان در قالب معمایی- درام است. از حضور زن و کودک در فیلم تا جوانانی که سر پر شوری دارند نشان از تولید معمایی است که بطن “تمارض” را مسئله دار کرده است. نقش آفرینان «تمارض» گویی می خواهند اتفاقی ساده را برای مخاطب بیش از حد مهم نشان دهند. اهمیت آن را هم در قابی که ساخته اند به تصویر کشیده اند. آنها می خواهند مسئله فیلم دیدن را هم برای ما به بازی بگیرند. گویی تا کنون فیلم هایی که می دیدیم بیش از اندازه فیلم بودند و ما اکنون از شدت اغراق باید فیلمی ببینیم که با خروج از جهان واقعی به جهان خیالی و دروغین «تمارض» وارد شویم. «تمارض» در درون خود دینامیکی را به جریان می اندازد که توقف آن منوط به پذیرش سطحی از فهم ما نسبت به معنای فیلم است.

دورهمی «تمارض» با حضور جوانان، ابهتی بر فیلم افزوده که داستان فیلم را از تهی بودن نجات داده و تحرک و توقف آن را با تصاویر و رنگهای چشم گیر فریبنده ساخته است. جهان «تمارض» را می توان جهانی مملو از فریب در تصویر و فریب در درک آن دانست. شاید همین فریبکاری است که مخاطب را از ملال فیلم رهایی می دهد و کیفیت نازل داستان را بسیار جذاب و دلربا می کند.