نگاهی به نمایش «کوکوی کبوتران حرم» نوشته علیرضا نادری و به کارگردانی افسانه ماهیان

 

درامانقد-تئاتر: لانه کبوتران؛ لانه نیمه تاریک کبوتران، و بغ بغوهای گاه خواهرانه، گاه شکوه آمیز و گاه خصمانه این کبوتران در این لانه موقت هفت روزه! این پررنگترین و برجسته ترین تصویری ست که اجرای افسانه ماهیان از نمایشنامه «کوکوی کبوتران حرم» علیرضا نادری، در ذهن تماشاگر حک می کند. لباس زنان در این اجرا، به طور صریح و آشکار قصد دارد آنها را در تمامی لحظات اجرا همچون کبوترانی سپید نشانمان دهد. زنان در دو سر ابتدایی و انتهایی نمایش، کفشهای سفید بپا دارند و در تمامی لحظات آن چادرنماز سفید بر سر! طراحی صحنه امضاء مشخص منوچهر شجاع (طراح صحنه این نمایش) را با خود دارد. فضای مرتفع، بزرگ و خالی با دربهای ورود و خروج متعدد در چپ و راست که با کانالهای نور موضعی و از بیرون روشن شده اند.

اما این لایه رویین اجرای ماهیان از «کوکوی کبوتران حرم» است. ماهیان در این قالب و فرم چشم نواز قصد داشته چه مضمونی را به تماشگر منتقل می کند؟ آیا او تنها قصد ترسیم احوالات این دوازده زن و شرح مسائل و مصیبتهایشان را داشته است؟ اینکه به تماشاگر نشان دهد که یکی شان به خاطر رهایی شوهرش از بند به امام رضا پناه آورده، دیگری برای معافیت پسران مشمول خدمت سربازی اش، سومی به خاطر تجاوزی که در دوران مدرسه به او شده، بعدی به خاطر بولهوسی شوهرش و … اما مگر نه اینکه همین زنان برای نیازهایشان به مکانی مقدس به مردی مقدس روی آورده اند! و مگر نه اینکه همین امام هشتم، آنتاگونیست این اجراست که حل یا عدم حل بحران این زنان در دستان پر قدرت اوست! پس چرا امام، مرد مقدس در تحلیل و میزانسن ماهیان به حاشیه رفته است؟!

درخت یا سنگ مقدس به صورت سنگ یا درخت تقدیس نمی شوند، بلکه دقیقاً به این دلیل پرستش می شوند که محل ظهور و تجلی هستند. (الیاده، 1390، 6) دوازده زن به مکانی مقدس می روند. به پابوس امام دین شان! درجات باور و ایمان این دوازده زن متفاوت است. هما و رئیس کاروان در دو سر این بردار اعتقادی قرار گرفته اند. هما زنی پاک سرشت اما بسیار رنج دیده که از زمانه آموخته تنها منجی هر فرد خود او و اعمال اوست در یک سر و حاج خانم رئیس کاروان که تمام سعادت و شقاوت خود را در گرو عمل به آموزه های دین و مسائل ریز و درشت آن می بیند؛ در سر دیگر. حضور و هویت هر دوازده زن در متن نادری با شخصیت امام(مرد مقدس) معنا و تشخص پیدا می کند. زنان آمده اند تا هفته ای را مجاور مکان مقدس باشند. چرا که بارگاه امام(مکان مقدس)، دهانه و روزنه ای به سوی عالم بالا است و داشتن ارتباط را با جهان خدایان تضمین می کند.(الیاده، 1390، 20) بارگاه امام مدفون و غریب، امام هشتم شیعیان، رابط و متصل کننده زائران و مجاوران، به آسمان است. امام صدای آنها را به خدا خواهد رساند و مجرای اراده الهی خواهد شد تا نیازشان برآورده شود. پاسخ امام هر چه باشد؛ نشانی از خدا دارد. پذیرش دعا رحمت و رد آن حکمت خداست. پس به طور حتم و در هر حالتی واکنش امام مورد تأیید و پسند زنان خواهد بود!

متن علیرضا نادری، نقد منصفانه و بیطرفانه معتقدان و پیروان مذهب شیعه اثنی عشری ست. اما خوانش ماهیان از متن اسطوره ای نادری، خوانشی ناقص و تا حدودی سطحی ست. تحلیل ماهیان در سطح نمایشنامه نادری مانده چرا که او جدال میان دو نیروی متخاصم نمایش را نادیده گرفته است. تقابل جمع زنان با نیرویی مقدس(امام) در اجرای ماهیان به کلی کنار گذاشته شده و به جای آن تمام توجه و تلاش کارگردان بر واگویه و حدیث نفس تک تک زنان حاضر در دنیای نمایش و تجسم اختلافات و مسائل میان انسانی شان   گذاشته است. تشخیص غلط بحران نمایش و فقدان عنصر شاخص و قابل لمس از آنتاگونیست اجرا– امام رضا، مرد مقدس- به پاشنه آشیل اجرای ماهیان تبدیل شده است.

چلچراغ- تجسم فیزیکی امام روشنایی بخش و نجات دهنده- در اجرای ماهیان می بایست از ابتدا روی صحنه ظاهر و حاضر می بود نه در انتهای نمایش و همچون معجزه ای ناگهانی! حضور چلچراغ خاموش از ابتدای نمایش اشاره ای می بود به سکوت و درنگ امام مدفون در احوالات این زنان! حتی به منظور تجسم درست شخصیت هما و نادیده گرفتن حرمت همجواری با امام؛ که گذار از این باور دینی در تمامی رفتار آگاهانه هما مشهود است؛ حضور این چلچراغ را از ابتدای نمایش الزامی می کرد. چرا که می بایست امامی حاضر و ناظر روی صحنه حس و لمس می شد تا هما بتواند حرمتش را عامدانه بشکند.

 «کوکوی کبوتران حرم» تا 30 مهر ساعت 19، در سالن2 پردیس شهرزاد به صحنه می رود.

منابع:

  • مقدس و نامقدس، میرچا الیاده، بهزاد سالکی، انتشارات علمی و فرهنگی، 1390